تنها ترین تنها |
خدایاتو میدانی که انسان بودن دراین دنیاچه سخت ودشوار است چه زجری میکشد آن کس که از احساس سرشار است |
اوج خواهم گرفت ودور خواهم شد جسمم میماند اما روحم...در اوج آسمانهاست پرواز چه زیباست آسمان نیلگون زمین سبز ای زمینیها پرواز را به خاطر بسپارید روح من خواهان رفتن است اما جسمم قفسیست برای روحم سالهاست زندانی جسمم هستم ای جسم... رهایم کن... از بند اسارت رهایم کن...
+نوشته شده درشنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:57 توسط سحر |
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 3:10 توسط سحر |
زندگی کره ای نیست که به جستجوی گشودن آن باشیم زندگی واقعیتی ست که باید تجربه کرد فقط : یادمان باید که کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد
زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند زندگی چیست؟ زندگی سوختن و ساختن است زندگی تجربه آموختن است زندگی قمار است قمار پس این چه قمار است که همه اش باختن است؟
زندگی را باید از باران طلبید عشق را از مهتاب گرفت و آب را از دریا چشید
+نوشته شده درشنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 3:31 توسط سحر | خاموشم ستاره های آسمانی در خیالم سکوت کرده اند رود مهربانی که در من جاری بود به کویر نشست مرغ مهاجر دلم بی سر پناه مانده است چه میشوداگر دستی گرم بالهای باران خورده ام را نوازش میکرد یا عشقی تنور سرده دلم را شعله ور می ساخت +نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 2:56 توسط سحر |
ای صاحب تپش قلب آهو اینجا دختری است که با گلهای قالی قهر کرده اینجا دختری است که که پنجره ها را به عنکبوت و تارش هدیه داده و شادی اش را خاک کرده اینجا دختری است که دست بر گردن تنهایی انداخته و با مرغ عشق ها و چلچله ها دشمن شده او تنهاست اشکهایش را پای باغچه ی بی کسی میریزد و ستاره ای از اندوه بر گردن انداخته است با خودش عهد کرده که نگذارد باد بادکی از از حیاط خانه اش بگذرد و اجازه ندهد جاده ای به خانه ی او ختم شود اینجا دختری است که تو را در میان چمن های پشت دیوار باغ گم کرده است دختری که باران پرستو را در بهار فراموش کرده است و عطر انگور و درخشش عقیق را از یاد برده است دختری که به سوی افق رفتن را کنار گذاشته و با تاریکی دست دوستی داده است خدای من خدای آبشار ها و خدای درختان آوازه خوان ای خدای چشمها و دلها خدای قلبها ودستهای تابستانی و داغ کمکم کن این منم من سبزیه چمن وجودم را را هرگز زرد نخواهم کرد کمکم کن خدای بزرگ
+نوشته شده درپنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:12 توسط سحر | |
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست پست الکترونيک آيدي من نوشته هاي پيشين هفته سوم تیر 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 آرشيو موضوعي حرف اول خدای بارون پرستو تک سوار شهر آرزو ها زندگی چیست؟ درد و دل کاش بیایی اسارت اسارت پيوندها طراح قالب |